2016/5/3
تعداد نظرات:0
10:22
شماره مطلب:2016532493
-A A +A

جنبش اسلامی فلسطین

جنبش اسلامی فلسطین

فلسطین از کشورهای خاورمیانه است که در شرق دریای مدیترانه قرار دارد. این سرزمین مانند پلی سه قاره آسیا، افریقا و اروپا را به هم پیوند می دهد و به همین دلیل، قلب جهان عرب و حلقه پیوند شرق و غرب به شمار می آید. این موقعیت ویژه، کشور فلسطین را به یک منطقه راهبردی در جهان تبدیل کرده است.
فلسطین در سال هفدهم هجری توسط لشکریان اسلام فتح شد. تصرف این سرزمین برای مسلمانان اهمیت فراوان داشت؛ چون مسجدالاقصی، قبله اول مسلمان ها در این منطقه واقع شده بود. وقتی ساکنان فلسطین با رفتارهای ملایم و نرم سپاهیان ساده اسلام روبه رو شدند، شیفته آنان گردیده و به اسلام گرویدند. هم اکنون جمعیت این کشور بر اساس برآورد سازمان مرکزی آمار فلسطینی، تا اوایل سال 2000 میلادی بیش از هشت میلیون نفر است که در سراسر جهان زندگی می کنند. بیشتر این تعداد را مسلمانان تشکیل می دهند که 49 درصد همچنان در سزمین مادری شان زندگی می کنند و 51 درصد دیگر آواره می باشند.

پیدایش نهضت اسلامی فلسطین

فلسطین که محل تلاقی سه دین بزرگ آسمانی (اسلام، مسیحیت و یهود) است، تاریخ سراسر حادثه و غمباری دارد. این کشور در سال 395 میلادی به عنوان مستعمره رم غربی اداره می شد و از میانه قرن هفتم میلادی تا قرن شانزدهم، اعراب مسلمان بر آن حکومت می کردند. سرزمین فلسطین از سال 1517 تا سال 1917 میلادی جزو سرزمین های امپراتوری عثمانی به شمار می آمد.
اولین همایش صهیونیسم برای دستیابی به سرزمین موعود در سال 1897 در شهر «بال» سوییس به سرپرستی «هرتزل» برگزار شد و هدف خود را این گونه اعلام نمود:
«هدف صهیونیسم عبارت است از ایجاد یک وطن قومی برای ملت یهود در سرزمین فلسطین.
در پی این اقدام همایش صهیونیستی، بریتانیا طرحی مشهور به اعلامیه بالغور» را مبنی بر تشکیل دولت مستقل برای ملت یهود در فلسطین و مهاجرت یهودیان تمام جهان به این سرزمین در نوامبر 1917 ارایه کرد.
این تصمیم اول استعمارگر اروپایی که همزمان با جنگ جهانی اول بود و امپراتوری عثمانی نیز به علت مشکلات و اختلافات داخلی، آخرین نفس های خود را می کشید، به آسانی اجرا شد. قبل از اینکه جنگ جهانی اول پایان یابد، سرزمین های امپراتوری عثمانی بر اساس موافقت نامه «سایکس ـ پیکو» بین انگلیس و فرانسه تقسیم گردید. تجزیه قلمرو عثمانی، زمینه را هر چه بیشتر برای تحقق اعلامیه بالفور و طرح خائنانه بریتانیا و دول اروپایی آماده کرد و یهودیان پاداش ایجاد کشور مستقل را از انگلیس دریافت کردند. در راستای اجرای این طرح، بریتانیا با همراهی «شریف حسین» حاکم وقت حجاز موفق شد که عثمانی ها را از فلسطین بیرون کند و به این ترتیب دروازه های فلسطین به روی یهودیان دیگر کشورها گشوده شد.
شروع مهاجرت یهودیان به فلسطین، موجب ناآرامی هایی در این کشور گردید و عرب های مسلمان با قیام های آوریل 1920 و مه 1921 و اوت 1929 مخالفت خود را با مهاجرت یهودیان و اعلامیه بالفور اعلام کردند. این قیام ها اگرچه نتوانست جلو مهاجرت یهودیان به فلسطین را بگیرد، ولی زمینه ای شد برای قیام های بعدی که بین سال های 1936 ـ 1939 به طور گسترده تر آغاز شد. رهبری نهضت مردم فلسطین را در این دوره «شیخ عزالدین قسام» بر عهده داشت.
در نوامبر 1947، سازمان ملل متحد با هدف فرو نشاندن جنبش های فلسطینی و تحت تأثیر افکار صهیونیستی، قطعنامه شماره 181 خود را مبنی بر تقسیم سرزمین فلسطین به دو کشور یهودی و عربی صادر کرد. صدور این قطعنامه باعث شد که «شورای جهانی صهیونیسم» موجودیت اولین دولت «اسراییل» را در فلسطین اعلام نماید. همزمان با پایه گذاری دولت اسراییل، انگلستان نیز در 15 مه 1948 پایان قیمومیت خود بر این کشور را اعلام کرد.
در واکنش به موجودیت دولت اسراییل در فلسطین، ارتش کشورهای عربی وارد جنگ با متجاوزان اسراییلی شد، ولی در اثر خیانت برخی از سران کشورهای عربی نتوانست کاری انجام دهد و به آتش بس تن داده و عقب نشینی کرد. این حرکت عرب ها که هیچ گونه نتیجه ای نداشت، لکه ننگی در تاریخ آنها به شمار می آید. موافقت اعراب با آتش بس باعث نا آرامی و شورش هایی در کشورهای عربی شد که با ترور «ملک عبداللّه » در بیت المقدس آغاز و با براندازی رژیم های پادشاهی در مصر، عراق و سوریه ادامه یافت.
با جدی شدن طرح صهیونیست ها و حامیان خارجی آنها، جنبش آزادی بخش مردم فلسطین شکل گرفت و در نخستین همایش مردم فلسطین که در 28 ماه مه 1964 در بخش عرب نشین شهر بیت المقدس برگزار شد، سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف)؛ با هدف هماهنگی مبارزان پایه گذاری شد و در پی آن، ارتش ملی و مجلس ملی فلسطینی تشکیل شد. رییس کمیته اجرایی این سازمان در ابتدا «احمد نشقیری» بود و با کناره گیری او، در گردهم آیی پنجم «مجلس ملی فلسطین» این سمت به عهده «یاسر عرفات» (ابو عمار) گذاشته شد و هم اکنون نیز او رییس کمیته اجرایی ساف است.
با تشکیل سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) مبارزات مسلحانه مبارزان فلسطینی با استفاده از خاک سوریه و اردن با متجاوزان اسراییلی شدت گرفت. «یاسر عرفات» ضمن رد تقسیم فلسطین گفت: «خلق ما پراکنده است و سرزمین ما اشغال شده، ما واقعیت اشغال صهیونیستی را نخواهیم پذیرفت و با ستم تجاوزگران اسراییلی مبارزه خواهیم کرد.
در این هنگام که اوج مبارزات مردم فلسطین به شمار می رفت، امریکا به کمک اسراییل شتافت و طرح «راجرز» را که جنگ با اسراییل را متوقف می کرد، ارایه داد. پذیرش این طرح از سوی «جمال عبدالناصر» در عمل، اعراب را رو در روی هم قرار داد و جنگ با اسراییل را (همان گونه که هدف طرح امریکا بود) به جنگ اعراب مبدل ساخت. کشتار سپتامبر سیاه اردن، به دست «شاه حسین» در سال 1970 که گروه زیادی از مبارزان فلسطینی در آن به شهادت رسیدند و قتل عام «تل الزعتر» در سال 1976 به دست ارتش سوریه و ملیشه های مسیحی در لبنان، از پیامدهای شوم طرح امریکایی «راجرز» بود.
کشورهای عربی و اتحادیه عرب که پیش از موجودیت اسراییل در سال 1945 پایه گذاری شد، به عنوان حامیان اصلی فلسطینی ها، در برابر اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی اسراییل هیچ کار عملی و جدی را نتوانست انجام دهد و تنها کار اتحادیه این بود که بعد از اشغال سرزمین های فلسطینی، شیوخ و شاهزادگان عرب در یکی از کشورهای عربی گردهم آمده و به محکومیت زبانی و پشتیبانی خشک از فلسطینیان بسنده کردند.

ماهیت جنبش اسلامی فلسطین و اهداف رژیم صهیونیستی

بررسی تاریخ مبارزات و انقلاب اسلامی فلسطین نشان می دهد که این انقلاب با انگیزه های اسلامی در برابر توطئه های صهیونیستی به وجود آمد. اگر چه انقلاب مردم فلسطین در مسیر حرکت خود دچار لغزش هایی شد که بیان خواهیم کرد، ولی آنچه که از لابه لای تاریخ مبارزات مردم مظلوم فلسطین به دست می آید، ماهیت اسلامی آن است. برای روشن شدن این ادعا، در ابتدا باید در نظر داشت که هدف صهیونیست ها از تجاوز به فلسطین، تنها پایه گذاری دولت اسراییل در این سرزمین نبود، بلکه آنها اهداف شوم استعماری دیگری نیز داشتند که مرور کوتاهی بر آنها داریم:
1 ـ از بین بردن اسلام و مسلمانان: بدون شک یکی از اهداف مهم دولت صهیونیستی اسراییل، رویارویی و ستیز با اسلام و مسلمانان بود. تخریب و حفاری در بیت المقدس، قبله اول مسلمانان و کشتار دسته جمعی مسلمانان نمازگزار و بی گناه از این نیت پلید رژیم صهیونیستی پرده برمی دارد. با این انگیزه است که مقامات اسراییل، اعراب مسلمان را مورد اهانت قرار داده و جان و مال و ناموس آنها را به بازیچه گرفته اند.
یک مقام رژیم صهیونیستی (رافائل ایتان) می گوید: «عرب ها جیرجیرک هایی هستند که باید بدترین خشونت را علیه آنها به کار ببریم، خشونت هایی چون اعدام، زندان و تخریب خانه هایشان را باید به کار برد. اعراب هیچ حقی بر ما ندارند. آنان باید در خدمت دولت ما باشند، در مقابل هر سنگی که به سوی ما پرتاب می شود، باید ده ها شهرک بسازیم».

امام خمینی رحمه الله از شخصیت های برجسته جهان اسلام است که این هدف رژیم صهیونیستی را از همان ابتدا درک کرده بود و بر این باور بود که خطر صهیونیسم، نه تنها بیت المقدس و فلسطین را تهدید می کند، بلکه «اسراییل قیام مسلحانه بر ضد کشورهای اسلامی نموده است و بر دول و ملل اسلام، قلع و قمع آن لازم است. کمک به اسراییل، چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت حرام و مخالف با اسلام است».امام خمینی رحمه الله به عنوان یک فرد اسلام شناس و پشتیبان احکام و ارزش های اسلامی، تنها به بیان خطر صهیونیسم بسنده نکرد و راهکاری را نیز برای از میان بردن این غده سرطانی ارایه نمود که آن همبستگی ملت های مسلمان و قیام آنها در برابر رژیم اشغالگر اسراییل بود.
«مسلمان ها ننشینند که حکومت هایشان برایشان عمل بکنند و اسلام را از دست صهیونیسم نجات بدهند، ننشینند که سازمان های بین المللی برای آنها کار بکنند، ملت ها خودشان قیام کنند در مقابل اسراییل و حکومت های خودشان را وادار کنند که در مقابل اسراییل بایستند و اکتفا نکنند به محکوم کردن».

2 ـ تصرف سرزمین های اسلامی: هدف رژیم صهیونیستی، تنها سلطه بر فلسطین نیست و در واقع صهیونیست ها بر این باورند که سرزمین موعود آنها از نیل تا فرات است و این مناطق باید در اختیار دولت اسراییل قرار گیرد و ساکنان آن مجبورند که منطقه را ترک کنند و یا قتل عام شوند. «نتانیاهو» با فرا ملی توصیف کردن مرزهای اسراییل می گوید: «اسراییل تنها به مرزهایی که سازمان ملل برای آن در نظر گرفته محدود نمی شود، بلکه مرزهای واقعی اسراییل را خدا تعیین کرده است».«وایز من»، رییس جمهور گذشته اسراییل در همین ارتباط می گوید: «اسراییل مساوی 770/20 کیلومتر مربع میان مدیترانه و اردن و سوریه و لبنان نیست، اسراییل یک شبکه موجود جهانی است و اگر غیر از این بود اسراییل در اولین جنگ از میان رفته بود».

انتفاضه یا آغاز نوین قیام اسلامی فلسطین

دهه 80 مهم ترین دوره تاریخ مبارزات مردم فلسطین به شمار می رود. زیرا از یک طرف برخی از گروه های فلسطینی و ساف در اثر نفوذ اندیشه های ناسیونالیسم، سوسیالیسم و مارکسیسم و خستگی ناشی از مبارزات طولانی، به مذاکره با رژیم اشغالگر اسراییل روی آوردند. حاضر شدن سران برخی از کشورها و گروه های فلسطین پای میز مذاکره به اصطلاح صلح خاورمیانه، نه تنها دستاورد مثبتی برای آنها و مردم فلسطین در بر نداشت، بلکه آبرو و اعتبار خود آنها را نیز از میان برد. امروز مردم فلسطین به خوبی دریافته اند که چه کسانی به آنها خدمت می کنند و چه کسانی خیانت.
از طرف دیگر، مبارزان واقعی فلسطین و آنها که طرح صلح خاورمیانه را توطئه از سوی پشتیبانان رژیم صهیونیستی برای گرفتن سرزمین های بیشتر می دانستند، جنگ را به داخل سرزمین های اشغالی کشانده و با سنگ به رویارویی با توپ و تانک رفتند. «تا قبل از انتفاضه، تصمیم گیری برای مبارزه عمدتا در خارج از سرزمین های اشغالی و به دست گروه ها و سازمان های سیاسی که خود تحت تأثیر کشورهای دیگر بودند صورت می گرفت و به لحاظ اجرایی هم بیشتر مبارزات در خارج از فلسطین انجام می شد؛ اما از زمان شروع انتفاضه، مبارزات به دست مردم سرزمین های اشغالی و در شهر و روستاهای فلسطین صورت می گیرد».

مرحله جدیدی از مبارزات مردم مسلمان فلسطین که با نام «انتفاضه» از سرزمین های اشغالی آغاز شد، موج تازه ای از اسلام گرایی و بیداری ساکنان مناطق اشغال شده را به همراه داشت. زیرا مردم مظلوم سرزمین های اشغالی، بعد از پنجاه سال تحمل فشار و ستم صهیونیست ها و ناتوانی گروه های پر طمطراق فلسطینی در برآورده نمودن خواسته های آنان، خود وارد میدان شدند. و برای آزادی سرزمین های خود و در مخالفت با طرح ننگین صلح خاورمیانه، انتفاضه مردم فلسطین را به وجود آوردند. انتفاضه در حقیقت آخرین راه حلی بود که در دسترسی فلسطینیان به سرزمین های اشغالی قرار داشت و در غیر این صورت آنها مجبور بودند یا زادگاه خود را ترک گویند و یا قتل عام شوند؛ ولی پذیرش این دو امر برای مبارزان فلسطینی و گروه های مخالف سازش با اسراییل، سخت تر از آن بود که با سنگ به خیابان ها ریخته و در مقابل ارتش تا دندان مسلح صهیونیست ها ایستادگی نمایند.
با شروع انتفاضه فلسطین، انقلاب مردم مظلوم این کشور بعد از سال ها مبارزه در مسیر اصلی خود قرار گرفت و اسلام، محور مبارزات مردم و گروه های اصول گرای اسلامی قرار گرفت. سخن گوی جهاد اسلامی، با ستایش از انتفاضه سرزمین های اشغالی می گوید: «ملت ما پس از سالیان دراز شعارهای قوم گرایی و الحادی را به یک سو انداخت؛ شعاری که استثمار آن را رواج داده بود و شعار اسلام را برافراشت. ملت ما فهمید که راهش راه جهاد و مبارزه است، همان گونه که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و مؤمنین بزرگ صدر اسلام این راه را پیمودند».

عوامل پیدایش انتفاضه

انتفاضه مردم سرزمین های اشغالی یک حرکت تازه، استثنایی، خودجوش و مردمی بود که توانست تمام ترفندهای خائنانه رژیم صهیونیستی و حامیان آن را درباره انقلاب اسلامی فلسطین بی اثر کند. به این نکته باید توجه کرد که انتفاضه برای اولین بار پس از توافق «کمپ دیوید»، در سال 1980 بین «سادات» و اسراییل، در سرزمین های اشغالی شکل گرفت. در این جا لازم است که به عوامل رشد اسلام گرایی و علت پیدایش انتفاضه مردم فلسطین اشاره شود:
1. اعمال سیاست های سرکوب گرایانه و سرسختانه دولت اشغالگر اسراییل در برابر فلسطینی ها و ساکنان سرزمین های اشغالی؛
2. ساخت شهرک های صهیونیست نشین در سرزمین های فلسطینی؛
3. مهاجرت رو به رشد یهودیان از شوروی و مناطق دیگر جهان به اسراییل؛
4. ناتوانی کشورهای عربی و گروه های آزادی بخش فلسطینی در رویارویی با اسراییل و تن دادن به سازش با آن، که یکی از عوامل عمده در پیدایش انتفاضه به شمار می آید؛ این امر باعث شد مردم برای حل قضیه فلسطین ابتکار عمل را از دست نخبگان سیاسی و کشورهای عربی درآورده و مسأله فلسطین را به درون سرزمین های اشغالی انتقال دهند. «راشد الغنوشی» با اشاره به این بعد از انتفاضه و ستیز انتفاضه با نقش غرب در ماجرای فلسطین، عقیده دارد: «ریزه خواری بر سر خوان های دشمن، ساف را از توده ها جدا کرد و برگزیدگان را به بیراهه نظام عربی و جهانی انداخت، از این رو ساف بازیچه این نظام گردید و از جوشش با پشتوانه مردمی محروم شد و از مطرح ساختن خود به شکل طرح تمدنی آلترناتیو باز ماند».

5. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران؛ انقلاب اسلامی ایران در شرایطی به پیروزی رسید که بحران ایدئولوژی تمامی جنبش های اسلامی و به ویژه انقلاب فلسطین را فرا گرفته بود. انقلاب ایران با تشکیل حکومت اسلامی در این کشور توانست ایدئولوژی و الگوی جدیدی از اسلام ارایه کند. این دستاورد انقلاب اسلامی ایران بیش از همه بر جنبش فلسطین تأثیر گذاشت و «پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نخستین مرکز جهاد اسلامی فلسطین در نوار غزه فعال شد. ظهور امام خمینی رحمه الله بر روی روشن فکر فلسطینی مؤثر واقع شد و سبب شد که آنها در جست وجوی راه هایی برای اعمال تعلیمات امام خمینی و نمونه او در فلسطین برآیند. به این ترتیب، پس از دهه های پنجاه، شصت و هفتاد که اسلام از صحنه فلسطین خارج بود، مجددا مسأله فلسطین به مرکزیت نهضت اسلامی معاصر منتقل شد و با دین پشتوانه جدید به مقابله با پدیده اسراییل رفت. از این به بعد اصول جهاد، شهادت و فداکاری در راه هدف که سمبل های شیعیان و شعارهای انقلاب بود، به عنوان اصول اساسی فلسطین مطرح شد».
سخن گوی جهاد اسلامی نیز در رابطه با بازتاب انقلاب اسلامی در انتفاضه فلسطین در ملاقات خود با امام خمینی رحمه الله در آذرماه 1367، می گوید: «ملت ما اکنون با نام و یاد اسلام در یک مبارزه وارد شده است... انتفاضه اسلامی و مبارکی که در حال حاضر میهن اسلامی فلسطین شاهد و ناظر آن است، بارقه ای از نور و بازتابی از پیروزی های بزرگ انقلاب شماست؛ انقلابی که بزرگ ترین تحول را در عصر ما به وجود آورد».6. شکل گیری مقاومت در جنوب لبنان؛ بعد از تجاوز اسراییل به جنوب لبنان، جبهه مقاومت اسلام در برابر تجاوزات صهیونیست ها در این منطقه به وجود آمد. گشوده شدن جبهه مقاومت در جنوب لبنان، درگیری مستقیم آن با رژیم اشغال گر قدس و حملات شهادت طلبانه مبارزان «حزب اللّه » به مواضع نیروهای اسراییلی، در خیزش انتفاضه نقش عمده ای داشت. چنان که «هرایر دکمجیان» در این زمینه می نویسد: «سرانجام اینکه فلسطین ها تحت تأثیر قدرت احیاطلبی شیعه، نه تنها در ایران، بلکه به ویژه میان جناح های حزب اللّه در لبنان قرار گرفتند. در مقایسه با عدم مبارزه جویی سازمان غیرمذهبی آزادی بخش فلسطین، جهاد چریکی خونین شیعیان علیه نیروهای اسراییلی در لبنان (1982 ـ 1985) نمونه ای شد از آنچه که می توان با جنگیدن به نام خدا انجام داد».

نقش علما در انقلاب اسلامی فلسطین

بازنگری جنبش ها و نهضت های اسلامی در طول تاریخ نشان می دهد که علما در آن نقش مهمی ایفا کرده اند. در انقلاب اسلامی فلسطین که سال هاست نبرد میان مسلمانان و صهیونیسم بین الملل ادامه دارد، نیز نقش علما بسیار آشکار و روشن است. انقلاب فلسطین تا کنون دو مرحله را پشت سر نهاده که در هر دو مرحله علما پیشگام بوده اند:
در مرحله اول (1920 ـ 1980) نهضت اسلامی به رهبری علمای مذهبی چون «حاج محمد امینی الحسینی»، مفتی اعظم بیت المقدس و رییس «شورای مسلمین» فلسطین، «شیخ عزالدین قسام» و «عبدالقادر حسینی» آغاز گردید. «شیخ عزالدین قسام» که رهبری این مبارزات را بر عهده داشت، با «اعلامیه بالفور» مخالف بود و تحقق آن را زمینه ساز قیمومیت و چیرگی صهیونیست ها بر فلسطین می دانست. از نظر او وجود صهیونیست ها و مسأله قیمومیت، نقض آشکار تمامیت ارضی دارالاسلام (فلسطین) شمرده می شد و در این صورت جهاد به نظر او یک واجب عینی به شمار می رفت.

بنابراین قیام «شیخ عزالدین قسام» یک نهضت به طور کامل اسلامی و مذهبی بود و بعد از مرگ او پیروانش نیز مبارزه را ادامه دادند. البته با تغییراتی که بعدها در سطح رهبری این قیام به وجود آمد، انقلاب فلسطین در این مرحله فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشت.
اما در مرحله دوم، انقلاب فلسطین و یا انتفاضه (1980 ـ 2002) که هم اکنون نیز ادامه دارد، همچنان علما در راه اندازی این حرکت جدید و اصول گرای اسلامی با استفاده از آموزه های ارایه شده از سوی امام خمینی رحمه الله، در خط مقدم قرار دارند. بدون تردید علمای دینی مانند؛ «شیخ عبدالعزیز عوده» (رهبر سازمان جهاد اسلامی) و «شیخ احمد یاسین» (رهبر حماس) و... از روحانیونی هستند که انتفاضه را رهبری می کنند و از پشتیبانی مردمی نیز برخوردارند.
اسراییل در سال 1988 با اخراج «شیخ عبدالعزیز عوده» به لبنان و دستگیری طرفداران او، به اقدامات تلافی جویانه دست زد؛ ولی این اقدام اسراییل نه تنها انتفاضه را خاموش نکرد، بلکه موجب گسترش و تداوم آن نیز شد.
«شیخ احمد یاسین» (روحانی نابینای فلسطینی) که در ابتدا رهبری کنگره اسلامی را عهده دار بود، در سال 1984 دستگیر شد و اسراییلیان به شرطی که از رهبری کنگره اسلامی و فعالیت های سیاسی کناره بگیرد، او را آزاد کردند.اما این روحانی مبارز نتوانست آرام بگیرد و در آغاز انتفاضه، با پایه گذاری جنبش حماس، بار دیگر انتفاضه و قیام سرزمین های تحت اشغال را رهبری کرد. این امر سبب دستگیری دوباره او در ماه مه 1989 شد. این روحانی انقلابی بعد از تحمل سال ها زندان دو مرتبه به صحنه سیاسی فلسطین بازگشت و هم اکنون نیز در انتفاضه فلسطین حضور فعال دارد.

عوامل رکود انقلاب اسلامی فلسطین

انقلاب اسلامی فلسطین نزدیک به یک قرن است که ادامه دارد و از با سابقه ترین جنبش های اسلامی معاصر سده بیستم به شمار می آید. با وجود این مبارزه طولانی و سرمایه گذاری های کشورهای اسلامی و عربی، متأسفانه تا کنون نتوانسته به اهداف اولیه خود دست یابد. این ناکامی ها عواملی دارد که از یک سو به عملکرد گروه های فلسطینی و از سوی دیگر به چگونگی پشتیبانی کشورهای عربی از آنان بازمی گردد. در این جا به برخی از این عوامل اشاره می شود:
1 ـ عدم توجه به بعد اسلامی: سازمان های آزادی بخش فلسطین و در رأس آنها ساف، تا کنون بیشترین تلاش خود را در کسب پشتیبانی افکار عمومی جهان و جلب کمک های مادی به کار برده و متأسفانه از جنبه های اسلامی و معنوی آن غفلت ورزیده است. دلیل این امر را می توان در پیدا کردن عناصر ملی و وابسته به استکبار جهانی جنبش آزادی بخش فلسطین، جست وجو کرد. این انگیزه های مادی ـ سیاسی و ایدئولوژیکی، انقلاب فلسطین را از اصول اولیه اش منحرف کرده بود. به این دلیل امام خمینی رحمه الله با زیر سؤال بردن طرح های سازش کارانه، راه نجات را در بازگشت به اسلام می داند: «اگر دول اسلامی و ملل مسلمان به جای تکیه به بلوک شرق و غرب، به اسلام تکیه می کردند و تعالیم نورانی و رهایی بخش قرآن کریم را نصب العین خود قرار داده و به کار می بستند، امروز اسیر تجاوزگران صهیونیسم و مرعوب فانتوم امریکا و مقهور اراده سازش کارانه و نیرنگ بازی های شیطانی شوروی واقع نمی شدند».

2 ـ استفاده نکردن از موقعیت و نیروهای موجود: رهبران انقلاب فلسطین با وجود پشتیبانی توده های مردم از آن ـ چه در داخل و چه در خارج ـ و برخورداری از موقعیت های سیاسی و بین المللی، کمتر از آن به نفع خود و پیشبرد اهداف انقلاب استفاده کردند. «راشد الغنوشی» ضمن بیان این مطلب می گوید:
«سازمان [ساف] در ربط سرنوشت خود به سرنوشت حرکت رهایی بخش در میهن عربی و اسلامی چندان تلاشی مبذول نداشته است، بلکه با گام های شتاب زده به سمت همسویی با رژیم ها و پشتیبانی و تبرئه آنها در نزد ملت ها حرکت کرده و غافل از ماهیت فاشیستی و مرتجعانه رژیم ها و مزدوری آنها به امپریالیسم و سرکوب ملت ها و نیروی آزادی بخش توسط آنان، سخاوتمندانه گواهی نامه های قهرمانی و ملی بین آنها پخش کرده است».3 ـ تکیه فراوان بر راه حل سیاسی: این امر سرانجام باعث تغییر 180 درجه ای در اهداف جنبش آزادی بخش و ساف گردید. رهبران ساف با به رسمیت شناختن خفت بار رژیم صهیونیستی، بر تمام آرمان های ملت فلسطین که برای آن صدها هزار کشته و میلیون ها آواره داده بودند، پشت کردند و با نشستن سر میز گفت وگو با اشغالگران قدس و قاتلان مردم مظلوم فلسطین، سندی ننگین از خود بر جای گذاشتند.
4 ـ اتکا به کشورهای عربی: گروه های فلسطینی در ابتدا در اثر فشارهایی که انگلیسی ها و نیروهای مسلح یهود بر آنها وارد می کردند، به کشورهای عربی رو آوردند. غافل از اینکه کشورهای عربی نخست اینکه، خود وابسته به غربیان بودند و بدون رضایت آنها کاری نمی توانستند انجام دهند. دوم اینکه کشورهای عربی از نظر ایدئولوژی و سیاسی تفاوت های زیادی با یکدیگر داشتند و به این علت هر کشور عربی از گروه مورد پشتیبانی خود، خواسته های مشخصی داشت. نخستین نتیجه اجرای این خواسته ها بالا گرفتن اختلافات و آغاز جنگ های داخلی بین گروه های فلسطین بود.

مواضع گروه های فلسطینی و دیدگاه های آنان نسبت به انقلاب اسلامی ایران

فلسطین از زمان تجاوز اشغالگران صهیونیستی، بستر خیزش گروه های اسلامی و ملی بوده است. به طوری که هم اکنون ده ها گروه سیاسی و مبارز در این کشور حضور فعال دارند. از احزاب عمده فلسطین، «سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف)» و «جنبش ملی آزادی بخش فلسطین (الفتح)» و «سازمان جهاد اسلامی» و «جنبش حماس» و... می باشند. این احزاب فلسطینی تا قبل از دهه 80 از نظر فکری و ایدئولوژیکی تحت تأثیر اندیشه های جنبش اخوان المسلمین قرار داشتند؛ زیرا با آغاز قیام مردم فلسطین در برابر مهاجرت یهودیان به این کشور، «شیخ حسن البناء» رهبر اخوان المسلمین با سفر به فلسطین شعبه های این جنبش را در شهرهای مختلف فلسطین و از جمله در بیت المقدس فعال کرد. با وجودی که چند ماه از گشودن شعبه اخوان در قدس نمی گذشت، «بناء» در اکتبر 1946 اولین اجلاس عمومی جنبش اخوان المسلمین را در قدس برگزار کرد. اخوان المسلمین به علت مخالفت با اعلامیه «بالفور» و مهاجرت یهودیان به فلسطین، جایگاه ویژه ای در میان مبارزان فلسطینی داشت و همدوش آنان وارد مبارزه گردید.
«ریچارد میچل» در کتاب خود با اشاره به این موضوع می نویسد: «جنبش اخوان المسلمین از آن تاریخ، مسأله فلسطین و مسأله اشغال مصر توسط انگلستان را به عنوان دو اصل مبارزه سیاسی خویش قرار داده است و وجود این دو مسأله را سبب اصلی تشکیل جناح نظامی در اخوان المسلمین به شمار می آورد که در سال 1937 به وجود آمد و اهمیت و فعالیت جنبش اخوان المسلمین را در رابطه با مسأله فلسطین افزایش داد».

اما از نظر سیاسی، گروه های فلسطینی تفکر ملی ـ اسلامی داشتند و هدفشان بیشتر آزادی فلسطین از چنگ صهیونیست ها بود، تا برقراری یک نظام صددرصد اسلامی. جنبش الفتح که از قدیمی ترین گروه های فلسطینی است، در اولین اعلامیه خود که در اول ژانویه 1965 منتشر شد، اعلام کرد: «ما امروز برای ایجاد فلسطین فردا، یعنی فلسطین دموکراتیک، مترقی و عاری از تعصبات مذهبی که در آن مسلمانان، مسیحیان و یهودی با بهره مندی از حقوق متساوی در صلح و صفا در کنار یکدیگر زندگی، کار و پرستش کنند، می رزمیم... انقلاب ما در فلسطین، از تمام انسان هایی که می خواهند برای فلسطین دموکراتیک فردا که در آن تعصب نژادی، مذهبی و رنگ [پوست ]محو گشته است، بِرزمند، با آغوش باز استقبال می کند».اما طی دو دهه اخیر (1980 ـ 2000) بسیاری از گروه های فلسطین با تأثیر از باورها و اندیشه های سیاسی امام خمینی رحمه الله، به اصول گرایی و اسلامی کردن انقلاب فلسطین رو آوردند.
«شیخ اسعد تمیمی»، یکی از رهبران جنبش فلسطین درباره این تأثیر معنوی انقلاب ایران می گوید: «تا زمان انقلاب ایران، اسلام از عرصه نبرد غایب بود، حتی در عرصه واژگان، مثلاً به جای «جهاد»، از کلماتی همچون «نضال» و «کفاح» استفاده می شد... انقلاب ایران، واقعیت قدیمی «اسلام، راه حل و جهاد، وسیله اصلی است» را به سرزمین فلسطین وارد کرد».«شیخ عبدالعزیز عوده»، روحانی برجسته فلسطینی و رهبر «سازمان جهاد اسلامی» نیز بر این باور است: «انقلاب خمینی، مهم ترین و جدی ترین تلاش در بیدار سازی اسلامی برای اتحاد ملت ها و مسلمانان بود... ایران تنها کشوری بود که واقعا بر روی مسأله فلسطین متمرکز شد».اما روابط گروه های فلسطینی و از جمله سازمان آزادی بخش فلسطین با انقلاب اسلامی ایران، از فراز و نشیب برخوردار بوده است؛ زیرا در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی «یاسر عرفات» به تهران مسافرت کرد و از سوی رهبران انقلاب اسلامی و مسئولان جمهوری اسلامی مورد استقبال فراوان قرار گرفت. در طی این سفر، سفارتخانه اسراییل به «عرفات» داده شد و ایران رابطه خود را با اسراییل قطع کرد. اما از سال 1359 به بعد رابطه ایران و ساف به سردی گرایید و عامل این سردی، نزدیکی «عرفات» با سازمان تروریستی منافقین، طرفداری از صدام و تسلیم شدن در مقابل صهیونیسم، خیانت به آرمان ملت فلسطین و شرکت در گردهم آیی مادرید و اجلاس های بعدی بود.
«جهت گیری ایدئولوژیکی ساف و گرایش کامل به ناسیونالیسم عرب، یکی از عوامل اصلی تیره شدن روابط ایران و ساف بود، چرا که عرفات با فاصله گرفتن از اسلام اصیل، تز شکست خورده ناسیونالیسم و پان عربیسم را به عنوان ایدئولوژی ساف برگزید و در نهایت با پذیرش ذلت و خفّت ساز شکاری و با حضور در کنفرانس خیانت آمیز مادرید و امضای قرارداد غزّه و اریحا در سال 1993 به آرمان اسلامی ملت فلسطین پشت کرد».با وجود تنش هایی که بین انقلاب اسلامی و سازمان آزادی بخش فلسطین وجود داشته است، باز هم پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بدون تردید یکی از عوامل مؤثر در مقاومت و انتفاضه مسجدالاقصی به شمار می آید. از میان گروه های سیاسی فلسطینی، گروه هایی هستند که در راستای انقلاب ایران حرکت می کنند؛ مانند سازمان جهاد اسلامی، حزب اللّه فلسطین ـ که در زندان های غزه و در پشتیبانی از انقلاب ایران به وجود آمد ـ و جنبش حماس و... سازمان جهاد اسلامی به مبارزه مسلحانه به عنوان یک راهبرد سیاسی باور دارد و برای نابودی کامل اسراییل مبارزه می کند.
«سیدهادی خسروشاهی» در زمینه رابطه این گروه ها با انقلاب اسلامی می نویسد: «انقلاب اسلامی ایران، که همه مسلمانان را برای آزادی قدس و کل فلسطین به جهاد دعوت می کند، نقش به سزایی در شکل گرفتن اندیشه اعضای سازمان جهاد اسلامی ایفا کرده است. تبلور عینی این اندیشه، در اوج گیری ملموس فعالیت های شهادت طلبانه این گروه در چند سال اخیر، به ویژه در شهر بیت المقدس آشکار شده است».

شهید «دکتر فتحی شقاقی» دبیر کل جهاد اسلامی درباره تأثیر معنوی و فکری انقلاب ایران بر جنبش فلسطین می گوید: «پیروزی انقلاب اسلامی، اعتماد به ایدئولوژیک و دین را به مسلمانان سراسر جهان بازگرداند و ثابت کرد که اسلام نیرویی شکست ناپذیر است و اسلام نیروی قیام و جوشش را در مردم فلسطین زنده کرد».

 

افزودن نظر جدید

Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.