2016/6/7
تعداد نظرات:0
11:13
شماره مطلب:2016672726
-A A +A

جنبش اسلامی لبنان

لبنان کوچک ترین سرزمین خاورمیانه است که در شمال فلسطین اشغالی، در جنوب غربی آسیا و در کنار ساحل شرقی مدیترانه قرار دارد و پایتخت آن بیروت است. این سرزمین از دو منطقه کوهستانی تشکیل گردیده که دره بقاع در وسط آن واقع شده و رودخانه های لیتانی و اورنُتس در آن جریان دارد. کشور لبنان پیشینه تاریخی زیادی دارد و علمای برجسته ای از این سرزمین برخاسته اند. اسلام در زمان خلیفه دوم و پس از فتح شام، وارد لبنان و جبل عامل شد. هم اکنون از جمعیت سه میلیونی این کشور در سال 1997، 41 درصد مسلمان شیعه، 27 درصد مسلمان سنی، 16 درصد مارونی، 7 درصد دروزی و 5 درصد ارتدکس یونانی هستند. مذهب تشیع در عصر معاویه به وسیله «ابوذر غفاری»، صحابه بزرگ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم وارد لبنان شد. ابوذر که در زمان عثمان به شام تبعید شده بود، از پیروان مخلص حضرت علی علیه السلام به شمار می رفت و در مدت زمان اقامت در این شهر، باورها و اندیشه های آن حضرت را در شام تبلیغ می کرد.در اثر تبلیغات ابوذر، تشیع بسیار سریع در این منطقه رواج پیدا کرد و این امر باعث خشم زمامداران شام شد و سرانجام او را به جبل عامل تبعید کردند که برکات زیادی را برای این منطقه به همراه داشت. لبنان بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی زیر سلطه فرانسه قرار گرفت و در سال 1945، استقلال خود را به دست آورد و به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.

بررسی عوامل نهضت اسلامی لبنان

لبنان از کشورهای خط مقدم جبهه مبارزه با اسراییل به شمار می آید؛ به همین علت بیشترین مشکلات را چه از سوی هجوم آوارگان فلسطینی به این کشور و چه از نظر درگیری های اعراب و اسراییل متحمل شده است. نهضت مقاومت اسلامی در این کشور در سال 1970 همزمان با تهاجم صهیونیست های اشغالگر به جنوب لبنان تشکیل شد. هدف نیروهای اسراییلی از تجاوز به لبنان اگرچه در ظاهر، سرکوب جنبش مقاومت فلسطینی بود که عملیات چریکی خود را از داخل خاک لبنان علیه مواضع نیروهای اسراییلی انجام می دادند، اما در واقع هدف از تجاوز اسراییل به جنوب لبنان که با پشتیبانی مالی، سیاسی و نظامی غرب صورت می گرفت، دو چیز بود: الف ـ غربیان و استکبار جهانی بعد از به وجود آوردن اسراییل، می خواستند پایگاه دیگری برای خود در قلب خاورمیانه در لبنان ایجاد کنند تا از این طریق بر تمام کشورهای اسلامی و عربی چیرگی داشته باشند. برای رسیدن به این خواسته از دو محور وارد عمل شدند؛ از داخل با مسلح کردن مارونی ها و مسیحیان، مسأله تجزیه لبنان را مطرح کردند و از خارج نیز با وادار نمودن اسراییل به تجاوز به جنوب لبنان و تضعیف مقاومت اسلامی، سعی کردند که زمینه برآورده شدن این هدف نامشروع را آماده کنند. «امام موسی صدر» در رابطه با این طرح استکبار جهانی می گوید: «استعمار غرب هم که از طرفی با خلق اسراییل پایگاه خود را در خاورمیانه تأسیس کرده بود، باز هم برای تفرقه جهان عرب و بالا گرفتن نزاع های آنان تلاش می کرد و آرزو داشت که با تقسیم لبنان، اسراییل دیگری در قلب خاورمیانه بسازد، اسراییلی که امتدادی زیادتر از اسراییل فعلی داشته باشد».ب ـ اشغال سرزمین لبنان: یکی از اهداف رژیم اشغالگر قدس از تجاوز به لبنان، بی تردید تصرف این کشور بود. اسراییل خیال می کرد با توجه به ضعف نظامی دولت مرکزی لبنان و وجود اختلافات فرقه ای و مذهبی در این کشور و به ویژه بعد از شکست دادن ارتش اعراب در سپتامبر 1970 دیگر کسی در برابر آن دوام نخواهد آورد؛ از این رو، انتظار داشت که در اولین فرصت لبنان را نیز به خاک اسراییل بپیوندد. «امام موسی صدر» با انتقاد از تجاوز اسراییل به جنوب لبنان، در اطلاعیه ای که در تاریخ 10/8/1970 منتشر کرد، درباره این هدف اسراییل هشدار داد و یادآور شد که نیروهای صهیونیستی، به بهانه جلوگیری از حملات شهادت طلبانه مبارزان فلسطینی، هدف سلطه بر جنوب لبنان را دارند: «ما می دانیم که اسراییل به جنوب لبنان چشم طمع دوخته و به آب های فراوان و منطقه حاصل خیز و در عین حال سوق الجیشی جنوب فکر می کند و آنچه درباره فداییانمی گوید، بهانه ای بیش نیست».در پی حمله اسراییل به لبنان، کشتارهای دسته جمعی فلسطینیان در جنوب لبنان و بیروت شروع شد. بیروت مدت هشتاد روز در محاصره کامل اسراییلی ها قرار داشت و از سوی هیچ کشور عربی به آنها کمکی نشد. «یاسر عرفات» در مورد محاصره بیروت می گوید: «ما طی 79 روز در جهنم به سر بردیم، به ویژه در رابطه کودکان و زنان، هیچ نیرویی به استثنای هم رزمان و خویشاوندان ما برای متوقف کردن تهاجم دخالت نکرد. به طور مثال، در یک روز یعنی 12 اوت دو برابر قدرت مواد منفجره ای که به هیروشیما و ناکازاکی اصابت کرد، بمب و گلوله های توپ های سنگین بر روی بیروت فرو ریخته شد، در مقابل این تجاوز وحشیانه هیچ گونه اعتراضی، حتی در سازمان ملل متحد صورت نگرفت و کشورهای اروپایی در برابر واقعیت ها چشم فرو بستند».در اثر این فشار رژیم صهیونیستی، رزمندگان فلسطینی و سازمان آزادی بخش از جنوب لبنان خارج شده و در سراسر جهان پراکنده گردیدند. بعد از این تاریخ، اعراب به تلاش های سیاسی خود افزودند و با تشکیل گردهم آیی هایی در «فاس»، سرانجام طرح «فهد»، که در واقع از طرف «ریگان» دیکته شده بود؛ مبنی بر تقسیم فلسطین و به رسمیت شناختن دولت اسراییل از سوی فلسطینیان در تاریخ 9/9/1982 به تصویب اجلاس اتحادیه عرب رسید. سازمان آزادی بخش فلسطین نیز از آن استقبال کرد و «هانی الحسن» مشاور سیاسی «عرفات» گفت: «سازمان وظیفه خود می داند که قدردانی ویژه خود را از نقش ملک فهد بن عبدالعزیز و کوشش های شخصی او نسبت به مسأله فلسطین اعلام دارد».

در هر صورت عوامل بالا و دگرگونی هایی که در منطقه خاورمیانه جریان داشت، سبب شد تا مقاومت اسلامی لبنان در برابر تجاوزات اسراییل و عوامل داخلی آن، پرقدرت و توانمند ظاهر شود. «شیخ سعید شعبان»، رهبر جنبش توحید اسلامی درباره پیدایش جنبش مقاومت اسلامی لبنان می گوید: «مدت های زیادی در لبنان، مسیحیان با ما زندگی کردند و ما با آنها هیچ خصومتی نداشتیم و اوضاع برای مدت زیادی آرام و مطلوب بود، روابط ما بر احترام متقابل پابرجا و مستحکم بود، ولی هنگامی که آنها (با تحریک رژیم اشغالگر قدس) بر سر مسأله هویت و دین و عقیده جریانی راه انداختند و با ما وارد صحنه جنگ گشتند، با تحریک دشمنان هر دو ملت، ما مجبور شدیم که با آنها بجنگیم».

جایگاه امام موسی صدر در نهضت اسلامی لبنان

«امام موسی صدر» پس از درگذشت «آیت اللّه شرف الدین» در سال 1957، رهبری شیعیان این کشور را به عهده گرفت. ایشان بعد از ورود به لبنان، فعالیت های خود را بر رفع محرومیت اقتصادی و فرهنگی شیعیان لبنان و گرفتن حقوق سیاسی و اجتماعی آنها متمرکز کرد. به این منظور مراکز فرهنگی و مؤسسات خیریه ای را پایه گذاری نمود که از آنها می توان به «مدرسه صنعتی جبل عامل»، «بیت الفتاة»، «مهد دراسات الاسلامیه» و... اشاره کرد. در صحنه سیاسی نیز «امام موسی صدر» با جدیت، خواهان تحقق عدالت اجتماعی و رسیدگی به حقوق شیعیان بود. برای او بسیار ناگوار بود، که دیگر ادیان و مذاهب در لبنان برای خود دارای مرکز باشند، ولی شیعیان با وجودی که در اکثریت هستند، هیچ گونه مرکزی نداشته باشند؛ از این رو، ایشان برای پر نمودن این خلأ، مجلس اعلای شیعیان را مطرح کرد و درباره ضرورت آن می گفت: «همه طایفه های دیگر لبنان به جز شیعیان دارای مرکز و رهبری هستند، بنابراین شیعیان نیز که اکثریت مسلمانان لبنان را تشکیل می دهند، حق دارند برای خود مرکزیتی داشته باشند».تلاش های «امام موسی صدر» برای پایه گذاری مجلس شیعیان، سرانجام نتیجه داد و ایشان موفق شد که با جلب نظر شخصیت های شیعه، نظر موافق مجلس ملی لبنان را نیز در این زمینه جلب نماید و در 16/5/1967، مجلس اعلای شیعیان لبنان به طور رسمی تشکیل گردید. هدف عمده این مجلس رسیدگی به امور شیعیان و دفاع از حقوق سیاسی و اجتماعی آنها بود. بعد از تجاوز اسراییل در سال 1970 به جنوب لبنان، بسیاری از روستاهای این مناطق ویران گردید و به مردم خسارات زیادی وارد شد. «امام موسی صدر» خواستار پرداخت تاوان از سوی دولت به آسیب دیدگان شد و هنگامی که با بی توجهی دولت لبنان مواجه شد، اعتراضات عمومی را راه اندازی کرد. با وجود این اعتراضات، دولت لبنان هیچ کاری انجام نداد و حتی نتوانست جلو تجاوزات اسراییل را به جنوب لبنان بگیرد. از این رو خود «امام موسی صدر» دست به کار شد و نخستین هسته پایداری را با نام «حرکت المحرومین ـ امل» به وجود آورد. در سال 1975 که اسراییل بخش هایی از خاک لبنان را اشغال کرده بود؛ «امام موسی صدر» با لازم دانستن مبارزه یکپارچه و فراگیر، مردم لبنان را به مقاومت نظامی برای بیرون راندن اسراییل از سرزمین های اشغالی جنوب لبنان فرا خواند و گفت: «دفاع از وطن تنها از وظایف و مسئولیت های دولت نیست، بلکه همه افراد وظیفه دارند از کشور، سرزمین و خانه خویش دفاع کنند... و اگر حکومت مسئولیت دفاع از مملکت را مهمل گذارد، ضرورت دفاع از گردن ملت ساقط نخواهد گردید و همگان در قبال چنین تعهد ملی مسئولیت دارند».در همین سال، لبنان سخت ترین شرایط خود را می گذراند؛ زیرا از یک سو جنوب لبنان به طور پیاپی مورد تجاوز اسراییل قرار می گرفت و از سوی دیگر به علت تنش های موجود بین جبهه آزادی بخش فلسطین با سوریه و جناح های داخلی لبنان، این کشور درگیر جنگ های خونین داخلی شده بود. «امام موسی صدر» که می دید در این کشمکش ها شیعیان بیش از دیگران آسیب می بینند، تلاش هایی را برای رفع اختلافات جناح های درگیر و کاهش حملات اسراییل به جنوب لبنان آغاز کرد. به این منظور سفرهایی به سوریه، مصر، عربستان، کویت و... انجام داد. در 25/8/1978 «امام موسی صدر» برای دیدار با مقامات لیبی و گفت وگو درباره درگیری های اعراب و اسراییل وارد آن کشور شد، که متأسفانه دیگر از سرنوشت او خبری به دست نیامد. دولت لیبی در 18/9/1978 به طور رسمی ناپدید شدن «امام موسی صدر» را اعلام کرد؛ از این رو، امنیت و آرامشی که «امام موسی صدر» می خواست در جنوب لبنان برقرار کند، هرگز عملی نشد و جنوب لبنان به صحنه رقابت فلسطینیان، اعراب و اسراییل مبدل گردید و هم اکنون نیز این منطقه مورد تجاوز و موشکباران پیوسته رژیم صهیونیستی قرار دارد.

دستاورد جنبش مقاومت لبنان

بدون شک، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بر ایجاد جبهه مقاومت ضد صهیونیستی لبنان، تأثیر به سزایی داشته است؛ زیرا تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، لبنان صحنه درگیری های خونین بین گروه های مختلف سیاسی لبنانی و فلسطینی بود. اما انقلاب ایران، تأثیر عمیقی بر فضای سیاسی لبنان داشت و بسیاری از گروه های فلسطینی و شیعیان لبنان با استفاده از رهنمودهای امام خمینی رحمه الله، موفق شدند که اختلاف ها را کنار نهاده و یک جبهه قوی ضد صهیونیستی را در قالب «انتفاضه» و «حزب اللّه » به وجود بیاورند. با نگاهی به مسایل اخیر لبنان، جایگاه مقتدرانه و سرنوشت ساز انقلاب اسلامی و تغییر جهت مسایل لبنان را به نفع مردم مسلمان این کشور، می توان دقیقا مشاهده نمود. صحنه سیاسی لبنان که تا قبل از انقلاب اسلامی جای پای بازی های سیاسی و درگیری های گروهک های غربی و شرقی بود، هم اکنون تبدیل به حضور پرقدرت ترین گروه های مسلمان لبنانی و مبارزه آنها علیه اسراییل متجاوز و حتی شکست نظامی اسراییل در هجوم 1982 گردید. به خاطر این حضور قدرتمند مقاومت اسلامی در لبنان است که رژیم اشغالگر با هدف گرفتن مناطق غیرنظامی و اردوگاه های فلسطینیان، سعی در تضعیف مقاومت حزب اللّه لبنان و فرو نشاندن انتفاضه جوانان فلسطین دارد. به این واقعیت باید اعتراف کرد که مبارزات چریک های حزب اللّه ، امروز تنها اهرم فشار بر اسراییل و سازش کاران طرح صلح اعراب و اسراییل است، تا اینکه آنان را وادار به تسلیم در برابر خواسته های انتفاضه مردم مظلوم فلسطین مبنی بر آزادی قدس نماید. این وظیفه ای است که جنبش مقاومت شیعیان لبنان از آغاز تا کنون، بهای سنگینی را برای آن پرداخت کرده است. با این همه جنبش مقاومت اسلامی شیعیان لبنان از زمان «امام موسی صدر» تا امروز، دستاوردهایی نیز به همراه داشته که فقط به آنها اشاره می شود: 1. احیای هویت ملی و مذهبی؛ این در حالی است که شیعیان در گذشته حضور سیاسی و فرهنگی چندانی در جامعه لبنان نداشتند و بیشتر در انزوا زندگی می کردند. 2. ایجاد یک سازمان سیاسی و ایدئولوژیک شیعی قوی؛ به طوری که امروزه می تواند از حقوق شیعیان دفاع کند و در تعاملات سیاسی منطقه تأثیرگذار باشد. 3. دفاع از مقاومت فلسطین؛ باید پذیرفت که اگر پشتیبانی شیعیان جنوب لبنان از انقلاب فلسطین نبود، دست کم چندین بار مبارزان فلسطینی به سرنوشت سپتامبر سیاه اردن دچار شده بودند. 4. پخش افکار انقلاب در خاورمیانه و مناطق اشغالی فلسطین؛ 5. ایجاد همبستگی میان گروه های خط مقدم جبهه، در برگیرنده احزاب شیعی و سنی؛ 6. تغییر برداشت فلسطینیان از شیعیان جنوب لبنان؛ زیرا فلسطینی ها در گذشته چندان اعتمادی به شیعیان نداشتند و حتی آنها را خائن قلمداد می کردند.اما اکنون رهبران فلسطینی نسبت به اندیشه های شیعیان توجه خاصی دارند و به شدت تحت تأثیر روحیه آزادی خواهی، ایثار و فداکاری آنها قرار دارند.

افزودن نظر جدید

Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.